تبلیغات
روان شناسی عمومی، مشاوره و سلامت روان
 
روان شناسی عمومی، مشاوره و سلامت روان
درباره وبلاگ


با سلام
ورود شما را به این وبلاگ خوش آمد می گویم.
وبلاگی كه مشاهده می كنید یك وبلاگ علمی است كه در زمینه روان شناسی و مسایل پیرامون آن فعالیت می كند.
امیداورم مورد توجه قرار گیرد.
لطفا با نظرات خود ، ما را به كمال نزدیك كنید.

مدیر وبلاگ : آزاده مشهدزاده
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

عزاداری به ما می آموزد برای مقدسات دینی باید ارزش زیادی قائل بود و احساسات هماهنگ با آنها را دائما تقویت نمود. این ها چیزهایی است که ما و فرزندانمان باید از عزاداریهای محرم بیاموزیم.

 

کودکی، دوران ریشه دواندن است. هر چیزی که در دوران کودکی به کودک آموخته شود و با احساس مثبتی عجین گردد، یک ریشه در وجود او می دواند که در مابقی عمر، آن ریشه در حد توانش رشد خواهد نمود. اکنون در ماه محرم جا دارد ریشه ی یک ارتباط عرفانی و معنوی ،بین فرزندمان و سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین شکل دهیم. تشریک کودکان در مراسم عزاداری و سیاه پوشیدن و تعزیه دیدن و ... از جمله اقداماتی است که در ریشه سازی این ارتباط، موثر است.

 

 کودکان متوجه اشتباهات مداحان و ضعفهای اجرایی نمی شوند. آنچه کودکان درک می کنند شکوه یک حماسه، شور عزاداری و همدردی، و عواطف مثبت موجود در فضاست. کودکان با حضور در این صحنه ها برای پیدا کردن معرفتی عمیق به کمک دانشهایی که در آینده کسب می کنند، آماده می شوند.

 

اگر این زمینه ی عاطفی در دوران کودکی ایجاد نشود و این ریشه ی اتصال شکل نگیرد، هر چند در بزرگسالی، فرد یک محقق دینی گردد، آن درونمایه ی عاطفی برای رسیدن به معرفتی عمیق را نخواهد داشت.

 شاید شما هم گاهی تجربه کرده باشید که انسان ارزش چیزی را عقلا باور می کند، اما نمی تواند باز هم آن ارزش را گرامی دارد چرا که احساسات او در جهت خلاف آن ارزش شکل گرفته است.

 

از تشریک کودکان (سه سال به بالا) در مراسم عزاداری به دلیل بازیگوشی و سرو صدایشان خودداری نکنید. بلکه سعی کنید تا آنجا که می توانید کودکان را آرام نگهدارید. اگر کودکان را از هم جدا نگهدارید و با خوراکیهای مختصری آنها را سرگرم کنید، و خودتان از هر گونه خطای رفتاری که متناسب با کرامت مجالس عزاداری است، پرهیز کنید، امید است که فضای معنوی مجلس بر قلب کودکان تاثیر لازم را بگذارد.

 

توجه داشته باشید که در ماه محرم برنامه های شاد و مفرح کودکان در تلویزیون کم می شود این مسئله باید موجب خضوع و خشوع کودکان در مقابل مقدسات محرم گردد نه آزار و رویگردانی .

لذا اگر به جای دیدن کارتون و شنیدن موسیقیهای کارتونی که بچه ها قبل از محرم به آن عادت داشتند، کودکان را به سمت جاذبه های موجود در فضای عزاداری نمایید، نه تنها این کناره گیری و تغییر، تاثیر بدی نخواهد داشت بلکه نتیجه  مطلوب مورد نظرمان را نیز خواهیم گرفت.

کودکان به تماشای تعزیه ها و طبل و طوق دسته جات عزادای بسیار علاقه نشان می دهند. کودکان را حتما برای تماشا و حتی شرکت در این مراسم یاری دهید و به کیفیت احساساتشان در این خصوص توجه داشته باشید.

کاری کنید در کنار گریه و سیاهی، شور و شکوه را هم درک کنند. کاری  کنید عزاداری امام حسین را به عنوان یک کار بزرگی که برای مبارزه با بدیها انجام می شود، بشناسند. عزاداری برای رفع حوائج نیست هرچند چنین اثری را حتما به همراه دارد. عزاداری به ما می آموزد که همیشه در مقابل بی رحمی ها و قساوت ها ، حساس باشیم. هر که حساستر و مهربانتر است عزادارتر است. عزاداری به ما می آموزد برای مقدسات دینی باید ارزش زیادی قائل بود و احساسات هماهنگ با آنها را دائما تقویت نمود. این ها چیزهایی است که ما و فرزندانمان باید از عزاداریهای محرم بیاموزیم.

عزای امام حسین کسالت آور و بیمار کننده نیست. بلکه تقویت کننده ی نیروی عشق و ایمان، و حساسیت در برابر بدیهاست. اگر می توانید یک پرچم سیاه روی دیوار پذیرایی نصب کنید. از انجام کارهایی که منافی عزاداری است خود داری کنید

 

عزاداری در خانه

اگر عزاداری ما محدود به مسجد و هیئت و خیابان ها شود و در خانه هیچ رنگ و بویی از عزا دیده نشود، ممکن است احساس دوگانگی و دورویی شکل گیرد. تا حد ممکن و به اندازه مصلحت به خانه هم رنگ و بوی عزای حسینی بدهید. عزای امام حسین کسالت آور و بیمار کننده نیست. بلکه تقویت کننده ی نیروی عشق و ایمان، و حساسیت در برابر بدیهاست. اگر می توانید یک پرچم سیاه روی دیوار پذیرایی نصب کنید. از انجام کارهایی که منافی عزاداری است خود داری کنید. اما به جای آن هرچه از نواهای محرم را می پسندید پخش کنید. به هر حال تفاوتی را به جهت بزرگداشت مراسم عزای امام در خانه ایجاد کنید. از تعریف کردن قضایای کربلا پرهیز نداشته باشید. اما از شوکه کردن کودکان با بیان چیزهایی که موجب وحشت کودکان می شود بپرهیزید. سعی کنید کلی تر و کودکانه تر بیان کنید. در حضور کودکان از نقد برنامه های عزاداری که مخصوصا موجب جذب کودکان شده، بپرهیزید.

 

گاهی افرادی را در صف عزاداران حسینی می بینیم که علی رغم محبت و حساسیتی که در این مراسم نشان می دهند، اهل رعایت حق الناس نیستند و بعضا بدرفتاریهای زیادی هم نشان می دهند. بعید نیست ریشه ی این دوگانگی ها و دو رویی ها در همان دوران کودکی در خانواده  شکل گرفته باشد. به توجه دقیق و عمیق کودکانتان توجه بیشتری داشته باشید و عزاداری را هماهنگ و همه جانبه پیش ببرید.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
سه شنبه 21 آذر 1391
آزاده مشهدزاده

اغلب افراد در موقعیت های سخت، دعای کوتاهی را زیر لب زمزمه می کنند. این درخواست کمک از یک قدرت برتر، تاثیرات بسیار عمیقی در زندگی ما به دنبال خواهد داشت. ارتباط با این قدرت، امید و سلامت عاطفی را تضمین می کند.

 

اغلب افراد در موقعیت های سخت، دعای کوتاهی را زیر لب زمزمه می کنند. این درخواست کمک از یک قدرت برتر، تاثیرات بسیار عمیقی در زندگی ما به دنبال خواهد داشت. ارتباط با این قدرت، امید و سلامت عاطفی را تضمین می کند.

دعا و معنویت، تامین سلامت عاطفی

دعا و تمرین های معنوی منظم موجب بهبود و ارتقای سلامت عاطفی می شود:

داشتن اهداف بزرگ: ارتباط با قدرت برتر هدف های شما را بزرگ تر و عالی تر می کند و به روزها و لحظه های زندگی شما معنی می دهد.

 

حمایت اجتماعی: اعتقاد به معنویت و بودن در میان افرادی که به قدرت برتر اعتقاد دارند، موجب بهبود روابط اجتماعی می شود.

 

پیشرفت روحی: معنویت و دعا موجب پیشرفت روح و سلامت روان می گردد.

کمک در مواجهه با سختی ها: معنویت و دین در مواجهه با حوادث تلخ و غیر قابل پیش بینی زندگی به انسان کمک قابل توجهی می کنند.

 

دعا و معنویت، تامین سلامت بدن

دعا و تمرین های معنوی منظم در درمان افسردگی نقش موثری ایفا می کنند.

به عنوان مثال:

یک مطالعه نشان داد که در ۸۸ فرد مسیحی بزرگسال، تکرار یک دعای کوتاه به مدت ۱۰ دقیقه در روز، در یک دوره زمانی ۱ ماهه موجب کاهش علایم افسردگی می شود.

یک بررسی دیگر ثابت کرد که رفتن به اماکن مذهبی مانند کلیسا، ۱ بار در هفته یا بیشتر، در پیشگیری از ابتلا به افسردگی نقش دارد. حضور در این اماکن به ویژه برای کودکان از اهمیت بالایی برخوردار است. دراین مطالعه مشخص شد که حضور منظم در کلیسا خطر افسردگی را در کودکان و نوجوانان به میزان ۲۰ درصد کاهش می دهد.

دو مطالعه دیگرنیز حاکی از این است که مدیتیشن و مراقبه به کاهش علایم افسردگی کمک می کند.

تمرین های معنوی و دعا همچنین در بهبود بیماری های مزمن نقش دارند. در یک مطالعه بر روی ۴۵۰ فرد مبتلا به ایدز مشاهده شد که اعتقاد به یک قدرت برتر و ارتباط با او، میزان ابتلا به افسردگی در این بیماران را به میزان قابل توجهی کاهش می دهد و سبب افزایش امید به زندگی در آنان می شود.

این اعتقاد، از افسردگی در دوران سالمندی نیز پیشگیری می کند.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
سه شنبه 21 آذر 1391
آزاده مشهدزاده

خانواده جایگاه مهمی در رشد شخصیت افراد دارد و اغلب افراد دچار مشکلات مختلف شخصیتی و روانی که فاقد بهداشت و سلامت روانی هستند از خانواده‌های ناسالم برخاسته‌اند.

خانواده جایگاه مهمی در رشد شخصیت افراد دار، اغلب افراد دچار مشکلات مختلف شخصیتی و روانی که فاقد بهداشت و سلامت روانی هستند از خانواده‌های ناسالم برخاسته‌اند. از این روسلامت خانواده در تامین بهداشت روان افراد خانواده جایگاهی مهمی دارد و ضروری است.



در این راستا ضروریست عواملی که مخل بهداشت روان خانواده‌ها هستند شناسایی و روشهای مقابله با آن‌ها توصیه گردد.



بدیهی است كه عدم تامین بهداشت روان خانواده، تلاشهای فردی برای رسیدن به اهداف و پیشرفتهای فردی و اجتماعی را با مانع روبرو خواهد ساخت.



آشنایی با اصول سلامت روان در خانواده و به کارگیری آن در زندگی نه تنها رشد ابعاد شخصیتی فرد را ممکن می‌سازد بلکه راهی مناسب و اصولی برای تامین نیازهای بنیادی فرد است.



خانواده به عنوان اولین نهاد اجتماعی، مهم‌ترین و بیشترین تاثیر را در رفتار افراد دارد به همین علت  مراقبت و آموزش‌ها در این محیط دارای اهمیت فراوان است.

 

شیوه‌های ارتباطی موجود در خانواده، ،شبکه ارتباطی که فرد در آن قرار دارد عامل مهمی در تامین بهداشت روانی فرد هستند،  از اینرو شیوه‌هایارتباطی نامناسب تاثیرات مضری روی فرد و سلامت او خواهند داشت.



خانواده‌های سرد و فاقد روابط گرم و محبت آمیز، خانواده‌های دارای روابط خصومت آمیز، شیوه‌های ارتباطی شدیدا وابسته معمولا ناسالم گزارش شده‌اند، از دیگر سو برقراری شیوه ارتباطی منطقی، محترمانه و در عین حال گرم و صمیمانه مدنظر متخصصان بهداشت روانی خانواده است.

 

برای رسیدن به یک خانواده سالم و شاد باید به نکات زیر توجه کنیم:

 

1-     ایجاد روابط سالم بین اعضای خانواده


2- توجه به سلامت جسمی افراد خانواده


3- تلاش در جهت شناخت یکدیگر و تقویت اعتماد به نفس


4- گوش دادن به صحبتهای یکدیگر


5- فراهم کردن شرایط گفتگو و تبادل نظر برای همه افراد خانواده


6- انجام فعالیت های گروهی


7- خود داری از سرزنش افراد خانواده


8- مسئولیت پذیر بودن نسبت به یکدیگر


9- احترام به  اعتقادات مذهبی و غنا بخشیدن به ارزش های معنوی افراد خانواده


10- عمل کردن به آن چه می گوییم


11-هماهنگ بودن والدین با یکدیگر و اطلاع از نیازهای افراد خانواده


12- پرهیز از توهین و سرزنش و پر خاشگری والدین نسبت به هم


13- توجه به رفتارهای مثبت یکدیگر و تشویق و ترغیب رفتارهای پسندیده اعضای خانواده

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
سه شنبه 21 آذر 1391
آزاده مشهدزاده

پیرمرد تنهایی در مزرعه اش زندگی می کرد. او می خواست مزرعه سیب زمینی اش را شخم بزند اما این کار خیلی سختی بود.
تنها پسرش که می توانست به او کمک کند در زندان بود ولی چاره ای دیگر نبود تا از او كمك بگیرد.


پیرمرد نامه ای برای پسرش نوشت و وضعیت را برای او توضیح داد :
پسرعزیزم من حال خوشی ندارم چون امسال با این وضعیت نخواهم توانست سیب زمینی بکارم. ولی در صورتی هم من نمی خواهم این مزرعه را از دست بدهم، چون مادرت همیشه زمان کاشت محصول را دوست داشت. من برای کار مزرعه خیلی پیر شده ام. اگر تو اینجا بودی تمام مشکلات من حل می شد. من می دانم که اگر تو اینجا بودی مزرعه را برای من شخم می زدی.
دوستدار تو پدر.



زمان زیادی نگذشت تا اینكه پیرمرد تلگرافی را با این مضمون دریافت کرد :
پدر, به خاطر خدا مزرعه را شخم نزن، من آنجا اسلحه پنهان کرده ام !
4 صبح فردا 12 نفر از مأموران
Fbi و افسران پلیس محلی دیده شدند و تمام مزرعه را شخم زدند بدون اینکه اسلحه ای پیدا کنند.
پیرمرد بهت زده نامه دیگری به پسرش نوشت و به او گفت که چه اتفاقی افتاده و می خواهی چه کنی ؟


پسرش پاسخ داد : پدر برو و سیب زمینی هایت را بکار، این بهترین کاری بود که از اینجا میتوانستم برایت انجام بدهم !


 هیچ مانعی در دنیا وجود ندارد. اگر شما از اعماق قلبتان تصمیم به انجام کاری بگیرید
مسلما می توانید از عهده ی آن بخوبی برآیید.


مانع فقط ذهن است !


نه اینکه شما در کجا هستید و آیا انجام كاری حتی در دور دست ها امكان پذیر هست یا نه ...!


 پس اگر نوع نگرش و نگاهمان راعوض کنیم بدون شک زندگی را خیلی زیباتر می دانیم.

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
چهارشنبه 18 مرداد 1391
آزاده مشهدزاده

همسر چهارم را بیشتر از همه دوست داشت و او را مدام با جواهرات گران قیمت پذیرایی می کرد. بسیار مراقبش بود و بهترین چیزها را به او می داد.

همسر سومش را هم خیلی دوست داشت و به او افتخار می کرد. نزد دوستانش او را برای جلوه گری می برد گرچه واهمه شدیدی داشت که روزی او با مرد دیگری برود و تنهایش بگذارد.

واقعیت این بود که او همسر دومش را هم بسیار دوست داشت. او بسیار مهربان بود و دائماً نگران و مراقب مرد بود. مرد در هر مشکلی به او پناه میبرد و او نیز به تاجر کمک می کرد تا گره کارش را بگشاید و از مخمصه بیرون بیاید. اما همسر اول مرد زنی بسیار وفادار و توانا که در حقیقت عامل اصلی ثروتمند شدن او و موفق بودنش در زندگی بود. اما اصلاً مورد توجه مرد نبود. با وجود این که از صمیم قلب عاشق شوهرش بود اما مرد تاجر به ندرت وجود او را در خانه ای که تمام کارهایش با او بود حس می کرد و تقریباً هیچ توجهی به او نداشت.

روزی مرد احساس کرد به شدت بیمار است و به زودی خواهد مرد.

به دارایی زیاد و زندگی مرفه خود اندیشید و با خود گفت: من اکنون چهار همسر دارم ،اما اگر بمیرم دیگر کسی را نخواهم داشت، چه تنها و بیچاره خواهم شد ! بنابراین تصمیم گرفت با همسرانش حرف بزند و برای تنهاییش فکری بکند.

اول از همه سراغ همسر چهارمش رفت و گفت: من تو را از همه بیشتر دوست دارم و از همه بیشتر به تو توجه کرده ام و انواع راحتی ها را برایت فراهم آورده ام، حالا در برابر این همه محبت من آیا در مرگ با من همراه می شوی تا تنها نمانم؟

زن به سرعت گفت: "هرگز" ؛ همین یک کلمه و مرد را رها کرد.

مرد با قلبی که به شدت شکسته بود به سراغ همسر سومش رفت و گفت: من در زندگی تو را بسیار دوست داشتم آیا در این سفر همراه من خواهی آمد؟

زن گفت: البته که نه ! زندگی در این جا بسیار خوب است . تازه من بعد از تو می خواهم دوباره ازدواج کنم و بیشتر خوش باشم. قلب مرد از این حرف یخ کرد.

مرد تاجر به همسر دوم رو آورد و گفت: تو همیشه به من کمک کرده ای . این بار هم به کمکت نیاز شدیدی دارم شاید از همیشه بیشتر، میتوانی در مرگ همراه من باشی؟

زن گفت : این بار با دفعات دیگر فرق دارد. من نهایتاً می توانم تا گورستان همراه تو بیایم اما در مرگ ... متأسفم !

گویی صاعقه ای به قلب مرد آتش زد. در همین حین صدایی او را به خود آورد: من با تو می مانم ، هر جا که بروی تاجر نگاهی کرد ، همسر اولش بود که پوست و استخوان شده بود. غم سراسر وجودش را تیره و تار کرده بود و هیچ زیبایی و نشاطی برایش باقی نمانده بود . تاجر سرش را به زیر انداخت و به آرامی گفت: "باید آن روزهایی که می توانستم به تو توجه میکردم و مراقبت می بودم...

در حقیقت همه ما چهار همسر داریم!

1.همسر چهارم که بدن ماست. مهم نیست چه قدر زمان و پول صرف زیبا کردن او بکنی وقت مرگ ،اول از همه او، تو را ترک می کند.

2.همسر سوم که دارایی ماست. هر چقدر هم برایت عزیز باشد وقتی بمیری به دست دیگران خواهد افتاد.

  3.همسر دوم خانواده و دوستان ما هستند . هر چقدر صمیمی و عزیز باشند وقت مردن نهایتاً تا سر مزارت کنارت خواهند ماند.

  4.همسر اول که روح ماست. غالباً به آن بی توجهیم و تمام وقت خود را صرف تن و پول و دوست میکنیم. او ضامن توانمندی های ماست اما ما ضعیف و تنها هایش کرده ایم تا روزی که قرار است همراه باشد اما آن روز دیگر هیچ قدرت و توانی برایش باقی نمانده است .

و جا دارد بیان وزین و سراسر حکمت امیر المؤمنین علیه السلام را بیان کنیم:  

«ان ایقن انه یفارق الاحباب و یسکن التراب و یواجه الحساب و یستغنی عما خلف، و یفتقر الی ما قدم کان حریا بقصر الامل و طول العمل »؛ کسی که یقین دارد (به زودی) از دوستان جدا می شود و در زیر خاک مسکن می گزیند و با حساب الهی رو به روست و از آنچه بر جای گذاشته بی نیاز می گردد و به آنچه از پیش فرستاده محتاج می شود، سزاوار است که آرزو را کوتاه و اعمال صالح را طولانی کند. (بحارالانوار، جلد 1 ص 70)

 

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
چهارشنبه 18 مرداد 1391
آزاده مشهدزاده


( کل صفحات : 10 )    1   2   3   4   5   6   7   ...