تبلیغات
روان شناسی عمومی، مشاوره و سلامت روان
 
روان شناسی عمومی، مشاوره و سلامت روان
درباره وبلاگ


با سلام
ورود شما را به این وبلاگ خوش آمد می گویم.
وبلاگی كه مشاهده می كنید یك وبلاگ علمی است كه در زمینه روان شناسی و مسایل پیرامون آن فعالیت می كند.
امیداورم مورد توجه قرار گیرد.
لطفا با نظرات خود ، ما را به كمال نزدیك كنید.

مدیر وبلاگ : آزاده مشهدزاده
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

                                                                              

  اختلال وسواس فکری و عملی اغلب موضوع لطیفه ها، بذله گویی‌ها و شوخی‌ها بوده است. برخلاف الگوهای کلیشه‌ای ، اختلال وسواس فکری عملی واقعی موضوعی خنده‌دار نیست. وسواس یک اختلال اضطرابی دارای پایه زیست شناختی است که اغلب از کودکی شروع می‌شود و ممکن است الگوی خانوادگی داشته باشد. اختلال وسواس فکری – علمی با وسواس‌های فکری ، رفتارهای اجباری و یا هر دو آنها مشخص می‌گردد.

وسواس‌های فکری افکار یا تجسم‌های نا خوانده‌ای هستند که به صورت مکرر وارد آگاهی می‌گردند. در حالی که رفتارهای اجباری ، در ظاهر امر رفتارها و عادات مکرر غیر قابل توقف هستند که شخص با هدف کاهش ناراحتی و اضطراب خود آنها را انجام می‌دهد. هم افکار وسواسی و هم رفتارهای اجباری معمولا توسط خود مبتلایان به آنها غیر واقع گرایانه و غیر منطقی ارزیابی می‌شوند، اما مبتلایان ، خود را ناتوان از متوقف کردن آنها می‌دانند.


نشانه‌های وسواس

گرچه انواع افکار و رفتارها در اغلب موارد از شخصی به شخص دیگر فرق می‌کند، بعضی از الگوها مشترک هستند. به عنوان مثال ، مبتلایان به وسواس امکان دارد در وارسی‌های مکرر درگیر گردند. این عمل ممکن است به صورت وارسی درها و کلیدها جهت کسب اطمینان ، خاموش کردن همه وسایل ، قرار دادن کلیدها در مکان خاص و از قبیل آنها باشد. بعضی از مردم ممکن است بصورت افراطی از طریق دست شستن و تمیز کردن مکرر از میکروب‌ها اجتناب نمایند.

بعضی از مردم ممکن است تشریفات رفتاری ویژه‌ای در مورد فعالیت‌های روزمره داشته باشند، از قبیل: پوشیدن یا در آوردن لباس به شیوه و نظم خاص ، وارد شدن یا ترک کردن خانه یا اتاق به شیوه‌ای معین ، سعی در تکرار (یا اجتناب از تکرار) یک عمل یا فکر خاصی به تعداد مشخص جهت بدست آوردن خوشبختی و غیره. در بعضی موارد رفتارهای مرتبط با سایر اختلال‌ها ، از قبیل بی‌اشتهایی عصبی ، پراشتهایی و جنون موکندن (کندن موها ، کندن مژه‌ها) می‌توانند کیفیت وسواس به خود بگیرند.

خیلی مهم است که به این نکته توجه داشته باشید که بسیاری از مردم بعضی از الگوهای رفتاری و فکری فوق را در دوره‌ای از زندگی خود تجربه می‌کنند، بدون اینکه به اختلال وسواس فکری – عملی مبتلا باشند. به عنوان مثال ، وارسی درها جهت ایجاد امنیت بیشتر و یا شستن دست‌ها بعد از مواجه شدن با میکروب‌ها امری طبیعی است.
 
آیا هر نوع توجه به پاکیزگی نشانه وسواس است؟

نشان دادن درجاتی از پاکیزگی و توجه به جزئیات متناسب به نظر می‌رسد و حتی به هنگام رشد و بالغ شدن به عنوان نشانه‌هایی از بلوغ در کودکان در نظر گرفته می‌شود. همین طور ، هر کسی یک شیوه و اسلوب برای انجام کارهای خود دارد. فقط زمانی که افکار و رفتارها به طور افراطی مکرر بود ، و یا به جای کمک ، در فعالیتهای روزمره زندگی تداخل کرد، باید به اختلال وسواس مظنون بود. بنابراین ، افراد دارای اختلال وسواس زمان زیادی را صرف انجام تشریفات یا اجتناب از رفتارهای (خاص) می‌کنند، طوری که مسائل مهم زندگی‌شان مورد غفلت قرار می‌گیرد.

آنها آن‌قدر زمان صرف بهداشت شخصی خود می‌کنند که از کلاس جا می‌مانند. آنها ممکن است آنقدر نگران میکروب و آلودگی باشند که از صرف غذا در سالن غذاخوری و به همراه دوستان‌شان خودداری نمایند. آنها همچنین ممکن است به خاطر ترس و شرمندگی از فاش شدن نشانه‌های وسواسی‌شان در پیش دیگران از فعالیتهای اجتماعی خودداری کنند.
 
دریافت کمک

اگر شما فکر می‌کنید که خودتان و یا کسی که شما می‌شناسید، از اختلال وسواس رنج می‌برد  با یک متخصص بهداشت روانی مشاوره نمایید. اختلال وسواس فکری ـ عملی، اختلالی است که می‌توان به آن از طریق مشاوره ، رفتار درمانی و یا دارو درمانی کمک کرد.




نوع مطلب :
برچسب ها :

       نظرات
یکشنبه 20 فروردین 1391
آزاده مشهدزاده

«وسواس» یک نوع اختلالی است که انسان، بدون اختیار و از روی اجبار، عملی را مکررا انجام میدهد و یا مطلب و موضوعی را در فکر و ذهن خود تکرار میکند.

اولی را «وسواس عملی» و دومی را «وسواس فکری» گویند.

در واقع در ذهن فرد وسواسی، اختلالی به وجود می‌آید که توقف قطعی آن فکر یا آن عمل حاصل نم‌یشود. اغلب مبتلایان به وسواس فکری نیز، افکار بیهوده و شرم آور یا وحشتناکی در ذهن خود به وجود می‌آورند که این افکار در چرخه‏ای بی‌پایان، مرتب تکرار می‌شود.

نکته دیگر این که مبتلایان به این اختلال، قادرند پریشانی و مشکل و ناراحتی خود را، به عنوان یک مسأله خصوصی، پنهان نگه دارند و گاهی چندین ساعت دور از چشم دیگران صرف افکار یا کارهای مخفیانه خود کنند.

شما باید ضمن توجه به ضررها، عوارض و پیامدهای سوء وسواس راه‏کارهای ارائه شده را  انجام دهید تا بهبودی کامل برای خود به ارمغان آورید.

الف) ضررهای وسواس عبارت است از:

1. اتلاف وقت و از دست دادن سرمایه ارزشمند عمر؛

زیرا بازیابی زمان از دست رفته امکان ندارد؛

2. عدم توانایی در تمرکز حواس و ایجاد حواس پرتی؛

3. بازماندن از کارهای اصلی (از جمله تحصیل علم و مطالعه و درس خواندن و به دنبال آن افت تحصیلی)؛

4. خسته شدن ذهن و بی حوصله شدن فرد برای فکر کردن درباره موضوعات مهم و اساسی زندگی و تحصیلی.

ب) راه‏کارهای عملی جهت مقابله با وسواس فکری و درمان آن عبارت است از:

1. غرقه‏سازی؛ بدین صورت که فرد مبتلا به آن، با اختیار خود آن قدر خود را در معرض همان موضوعی که از آن رنج میبرد قرار دهد تا از آن فکر خسته و متنفّر شود. بنابراین هر روز، زمانی را به فکر کردن درباره موضوع وسواس فکری خود اختصاص دهید و آن چنان و آن قدر درباره آن فکر کنید که از آن متنفّر شوید. در نتیجه هرگاه بدون اختیار هم ذهنتان به آن معطوف شد و خواستید از روی اجبار تکرار کنید، اراده و اختیارتان در دور کردن آن فکر و اجتناب از آن، چیره و حاکم شود.

2. هرگاه ذهنتان بدون اختیار مشغول همان اوهام و افکار بیهوده وسواسی شد، مشت خود را محکم روی زمینی بکوبید با گفتن ذکر لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم از جای خود بلند شده، تغییر حالت دهید تا بدینوسیله از آن فکر تکراری و وسواس رهایی یابید.

3. کش نازکی را دور مچ دست خود بندید. هرگاه افکار وسواس به سراغ شما آمد، با کشیدن کش و رها کردن آن روی دستتان و ایجاد درد مختصری روی مچ خود، از آن فکر رهایی خواهید یافت.

4. با خودتان عهد ببندید و برنامه‏ریزی کنید که زمان فکر کردن درباره موضوع وسواس، ساعت خاصی باشد (مثلاً 5/4 تا 5 بعدازظهر) و در طول روز هرگاه اوهام و افکار وارد ذهنتان شد، به خودتان بگویید زمان فکر کردن فلان ساعت مقرر است و در زمان مقرّر نیز مدتی رابه فکر کردن درباره آن موضوع اختصاص دهید و ذهنتان را به آن مشغول سازید تا این که در طول روز و به طور پراکنده، ذهنتان مشغول آن نباشد. ضمنا آن زمان اختصاصی را به تدریج در طی (مثلاً 30 روز) روزی یک دقیقه کم کنید تا به صفر برسد.

5. هر روز به خود تلقین کنید که «من قادرم افکار وسواسی‌ام را کنار بگذارم»؛ زیرا تلقین یکی از راه‏های مبارزه با افکار منفی است و وسواس فکری نیز چیزی جز یک فکر منفی مزاحم نیست.

گفتنی است که برای درمان وسواس فکری نیاز به صبر و حوصله و پشتکار در به اجرا درآوردن راه‏های فوق است تا این که به تدریج از آن افکار رهایی یابید و انتظار حل و درمان یک شبه آن را نداشته باشید.

بنابراین با عمل به راه‏کارهای ارائه شده و ارزیابی نتیجه آن، میزان پیشرفت خود در مهار وسواس در مکاتبه بعدی برای ما بفرستید تا در صورت لزوم، مطالب دیگری برایتان ارسال گردد.

ضمنا بعضی از این راه‏کارها در عرض همدیگر قرار دارد و هر کدام را که بهتر می‌توانید انجام دهید یا بهتر جواب می‌دهد، آن را اجرا و پیگیری کنید.





نوع مطلب :
برچسب ها :

       نظرات
یکشنبه 20 فروردین 1391
آزاده مشهدزاده



اختلال وسواسی- اجباری (OCD) ، یک اختلال اضطرابی‌ ست و خصیصه‌ی اصلی آن، وجود وسواس‌ها یا اجبارهای مکرر و شدید است که رنج و عذاب قابل ملاحظه‌ای را برای فرد به‌بار می‌آورد. وسواس سبب اتلاف وقت ، کاهش توان فرد ، احساس خستگی ، اختلال در روند طبیعی زندگی ، شغلی ، فعالیت‌های معمول اجتماعی و روابط فردی می‌شود. افراد دچار وسواس، نمی‌توانند به‌طور طبیعی با مردم ارتباط عاطفی داشته باشند و برای برقراری ارتباط با دیگران، یک سلسله‌قواعد و قوانین خاص ایجاد می‌کنند.

 این افراد، از تصمیم آنی و لحظه‌ای، احساس، افکار و اعمال حساب‌نشده هراس دارند. وسواس با ترس (فوبیا) و اضطراب همراه است. شک و تردید در وسواس وجود دارد؛ تا آن‌جا که ممکن است فرد نتواند تصمیم بگیرد و یا کاری انجام دهد. بیمار مبتلا به وسواس، از غیرمنطقی‌بودن وسواس‌اش آگاهی دارد و وسواس را ناهمنوا با خود (ایگو) می‌یابد و درواقع، آن را یک رفتار ناخواسته می‌داند. فرد دچار وسواس معمولاً تمایل عمیقی درخود برای مقاومت در برابر افکار یا اعمال وسواسی می‌بیند اما بعضی از این بیماران، مقاومت چندانی از خود نشان نمی‌دهند.
 
گاهی‌اوقات، وسواس نزد بیمار اهمیت می‌یابد؛ برای نمونه حتی اگر شغل‌اش را به‌خاطر وقتی‌که صرف شست‌وشو می‌کند، از دست بدهد، بر این اعتقاد خود که شست‌وشوی اجبارگونه‌اش اخلاقاً صحیح است، پای‌می‌فشرد.
 
وسواس دو نوع است :
1)وسواس فکری: یعنی فکر، احساس یا اندیشه‌ی مزاحم و تکراری (عودکننده) که ناخواسته به ذهن می‌آید.
2)وسواس عملی : یعنی عمل (رفتار) تکراری که فرد مجبور به انجام آن‌ است؛ به‌طوری‌که فرد می‌ترسد اگر آن عمل (رفتار) را انجام ندهد، عواقب هولناکی نصیب‌اش ‌شود. وسواس عملی، اعمالی‌ست که فرد در انجام آن‌ها احساس اجبار و فشار می‌کند. وسواس عملی، تلاشی برای کاستن اضطراب است اما همیشه به کم‌شدن اضطراب منجر نمی‌شود، بلکه ممکن است اضطراب فرقی نکرده باشد یا حتی بیش‌تر شده باشد.
 
مبتلایان به وسواس فکری، معمولاً در ادای جملات و کلمات، مکث و تأمل و تردید می‌کنند و به تصحیح آن‌ها می‌پردازند. مبتلایان اضطراب، خود را با افکار تکراری کنترل می‌کنند.
در بیش‌تر بیماران مبتلا به وسواس، بین شدت تمایل تکرار فکر و عمل از یک‌طرف و بی‌اهمیت بودن آن فکر و عمل از طرفی دیگر، عدم تناسب وجود دارد.
تحقیقات نشان‌می‌دهد بیماران مبتلا به وسواس، بیش‌تر متعلق به خانواده‌هایی هستند که پدر و مادرهای سخت‌گیر، کمال‌طلب، خرافی ، دقیق در جزئیات امور و بی‌تحمل در برابر بی‌نظمی و سروصدا دارند. این والدین اغلب آرمان‌های بسیار صعب‌الوصولی را برای کودکان خود درنظر می‌گیرند و یا عقاید خود را بدون آن‌که ببینند آیا کودک آمادگی یا استطاعت جسمی و روانی قبول آن‌ها را دارد یا نه، به او با فشار تحمیل می‌کنند؛ برای نمونه تأکیدهای فراوان زودرس و نامتناسب با سن کودک در رابطه با نظافت، از این‌قبیل است.
وسواس، اشکال مختلفی دارد: وسواس آلودگی ، وسواس تردید ، وسواس تقارن ، وسواس فکری اعمال پرخاشگرانه یا جنسی ، ترس از احتمال وقوع اتفاقی وحشتناک مانند آتش‌سوزی ، مرگ یا بیماری فرد موردعلاقه‌ی خود، نظم و ترتیب ، صرفه‌جویی اجبارگونه ، کندن اجبارگونه‌ی مو ، ناخن‌جوی ، اعتقاد به اعداد سعد و نحس ، افکار یا تصاویر یا تکانه‌های جنسی ممنوع یا انحرافی ، دست‌شستن زیاد ، حمام‌کردن زیاد ، مسواک‌زدن زیاد که موجب ضایعات لثه می‌شو د، به سر و وضع خود رسیدن به‌صورت افراطی ، اعمال تکراری مانند داخل و خارج شدن مکرر از در یا نشستن و برخاستن مکرر یا شستن مکرر بخشی از بدن یا شانه‌کردن مکرر مو، وارسی درب منزل یا ماشین و قفل و اجاق یا ترمز ماشین، انجام اقداماتی برای پیشگیری از صدمه‌رسیدن به خود یا دیگران؛ مانند آویختن لباس‌ها به ترتیبی خاص، داشتن الگویی خاص برای پوشیدن لباس، انجام شمارش برای محافظت از خود در مقابل ترس؛ برای نمونه وقتی از پله پایین می‌رود، 3بار جمله‌ای را تکرار می‌کند و اگر در شمارش، مانعی به‌وجود آید، شمارش را از نو شروع می‌کند. کندی در کار؛ برای نمونه فرد ساعت‌ها وقت خود را صرف کارهای ساده هم‌چون لباس‌پوشیدن یا غذاخوردن می‌کند و یا ایجاد اگزما و ترک‌خوردگی پوست در اثر شست‌وشوی زیاد.
 «وسواس آلودگی»: شایع‌ترین نوع وسواس است که معنی آن، شست‌وشو یا اجتناب اجبارگونه از شیئی که فرد گمان‌می‌کند آلوده است، می‌باشد. بیمار ممکن است دست‌هایش را به افراط بشوید، بساید و بخراشد یا از ترس میکروب، قادر به ترک خانه‌اش نباشد. این افراد معتقدند که آلودگی با کوچک‌ترین تماس از شیئی به شیء دیگر و از فردی به فرد دیگر منتقل می‌شود.
 «وسواس تردید» : دومین نوع شایع است؛ برای نمونه فرد می‌ترسد اجاق را خاموش یا در را قفل نکرده باشد؛ بنابراین چندبار کنترل می‌کند که اجاق را خاموش کرده و یا در را بسته است یا نه. این افراد به‌خاطر فراموش‌کردن چیزی، احساس گناه می‌کنند.

«وسواس تقارن» : نیز شایع است که معنای آن، لزوم رعایت تقارن یا دقت است. بیمار، ساعت‌ها وقت لازم دارد تا یک وعده غذا بخورد یا صورتش را اصلاح کند.
«اختلال وسواسی- اجباری»:  می‌تواند در نوجوانی، کودکی و حتی در 2سالگی هم شروع شود اما میانگین سن شروع آن، حدود 20سالگی‌ست. در بزرگسالان، احتمال ابتلای زن و مرد یکسان است اما نوجوانان پسر، بیش‌تر از دخترها دچار این اختلال می‌شوند. افراد مجرد نیز بیش‌تر از متأهلان به این اختلال دچار می‌شوند. ابتلا به سایر اختلال‌های روانی در بیماران مبتلا به اختلال وسواسی- اجباری، شایع است؛ مانند افسردگی، جمعیت‌هراسی، اختلال اضطرابی، اختلالات شخصیتی، فوبیا، اختلال پانیک (اختلال هول) و اختلالات غذاخوردن. سابقه‌ی تیک در بعضی از این بیماران وجود دارد.
اختلال وسواسی-اجباری، مؤلفه‌ی وراثتی قابل توجهی دارد. 35درصد از بستگان درجه اول این بیماران، خود به همین اختلال مبتلا هستند. در بیماران متأهل، میزان اختلافات زناشویی، بیش‌ از حدمعمول است. در بیش‌تر بیماران دچار اختلال وسواسی-اجباری، علائم به‌طور ناگهانی شروع می‌شود و بیش‌تر علائم پس از واقعه‌ی پرفشاری چون حاملگی، مشکل جنسی یا مرگ یکی از بستگان بروز می‌کند. از آن‌جا که خیلی از این بیماران می‌کوشند تا علائم خود را از دیگران پنهان کنند، بیش‌تر آنان با 5 تا10سال تأخیر به پزشک مراجعه می‌کنند. «اختلال وسواسی-اجباری» معمولاً سیری درازمدت اما متغیر دارد و در بعضی از بیماران به‌صورت نوسانی‌ست و در برخی دیگر به‌صورت ثابت.

«وسواس‌های خرافی» :بر ترس از مرگ متمرکزند و افراد مبتلا، چیزهای خاصی را با بدشانسی مرتبط می‌دانند و از فعالیت‌ها و مکان‌های خاصی که گمان می‌کنند موجب بدشانسی می‌شوند، اجتناب می‌کنند؛ نمونه‌ی آن، فردی‌ست که نمی‌توانست لباس‌هایی را که هنگام حضور در مراسم تشییع‌جنازه پوشیده بود، بر تن کند.

راه‌های درمان وسواس:
«رفتاردرمانی» و «دارودرمانی»، علائم را کاهش می‌دهند. «خانواده‌درمانی» و «گروه‌درمانی» نیز مفید هستند





نوع مطلب :
برچسب ها :

       نظرات
یکشنبه 20 فروردین 1391
آزاده مشهدزاده
با وسواس همسرم چه کار کنم؟



این بیماری از آن جهت كه هم به عنوان یك بیماری روان تنی شناخته شده است و هم زمینه ساز بسیاری از انحراف های

دینی در انسان است ، دارای روشهای درمانی متعدد است؛ مانند درمان دارویی، مشاوره و درمان روانی و توصیه های دینی.

مشاوره و درمان روانی: در درمان غیردارویى، از الگوهاى مختلف براى كاهش این اختلال بهره مى‏گیرند كه به برخى از آنها به طور اجمال اشاره مى‏كنیم زیرا از این تكنیك‏ها متناسب با نوع و شدت و ضعف بیمارى استفاده مى‏شود:

1- شناخت درمانى، در این روش طى جلسات مكرر و متعدد، بینش بیمار درباره تعارضهاى درونى خود به كمك روان‏درمان‏گر تغییر مى‏یابد.

2- رفتار درمانى: روشهاى متعدد و متنوعى است از كارشناس مربوطه بیمار را به كارها و فعالیت‏هایى جهت كاهش سطح اضطراب و در نتیجه فكر یا عمل وسواس او وا مى‏دارد.

3- گاهى نیز روانشناس با ایجاد ارتباط با خانواده بیمار به كاهش ناهماهنگى‏هاى احتمالى در خانواده و تصحیح ارتباطات خانوادگى آنها مى‏پردازد.

روشهای كلی درمان:

برای علاج و درمان این بیماری ابتدا باید نوع آن را شناخت و روش درمانی مناسب با آن را انتخاب نمود . ما در این قسمت به برخی از روشهای كلی مبارزه با این حالت اشاره می نماییم.

1- عدم پاسخ دهی: مهمترین و كلی ترین راه درمان وسواس، بی توجهی به پیام های آن و عدم پاسخ دهی عملی به آن است . این بیماری در صورتی ادامه می یابد و تشدید می شود كه به نداهای درونی آن كه مبتنی بر تكرار عمل ، یا دقت بی مورد و یا قضاوت غیر منطقی و افراطی نسبت به امور است، پاسخ دهی عملی شود. برای مقابله با این حالت بهترین راه بی اعتنایی به این پیامها و ترتیب اثر ندادن به آنها است. اگر مدتی این روش عملی شود ، به طور قطع از شدت ابتلا به آن كاسته خواهد شد.

2- تقابل به ضد: برای كسانی كه از آلودگی و نجاست هراس دارند و این هراس منشا اضطراب و وسواس در آنها شده است ، آلوده سازی عمدی شخص توسط خود او یا دیگران ، از راههای درمان و رفع حساسیت به این امر است . اگر این روش با تكرار تحمل شود به طور قطع موثر خواهد بود.

3- فرمان ایست: در منابع علمی جدید ، برای متوقف كردن افكار وسواسی ، علاوه بر درمانهای دارویی و قبل از آن درمانها ، از روشهای خاصی استفاده می شود كه مهمترین آنها روش توقیف فكر نام دارد، بدین ترتیب است كه از بیمار خواسته می شود كه به طور عمد افكار وسواسی خود را آزاد بگذارد و در این بین ناگهان درمانگر با صدای بلند و بیزار كننده ، فریاد می زند : ایست !؟! به نظر می رسد این عمل جریان فكر وسواسی را متوقف می كند .

درمان دارویی: بیماری وسواس چون دارای ریشه های هورمونی است و با فعالیت های هورمونی بدن نیز در ارتباط است ، پزشكان با تجویز داروهایی سعی می نمایند فعالیت های هورمونی بدن را متعادل سازند و از این طریق كمك می كنند تا فرد بتواند راحت تر با این مشكل طرف شود و آن را از خویش براند.




نوع مطلب :
برچسب ها :

       نظرات
یکشنبه 20 فروردین 1391
آزاده مشهدزاده

 شیوع وسواس در بین زنان و مردان تفاوت چندانی ندارد، اما در بین افراد مجرد، بیش از افراد متأهل است.

غلامعلی افروز، رئیس سازمان روانشناسی و مشاوره کشور در گفت‌و‌گو با خبرنگار بهداشت و درمان فارس، افزود: وسواس به برخی از افكار، اندیشه‌ ها، اعمال پیوسته و ناخواسته كه به صورت اضطراری و اجباری وجود فرد را فرا می ‌گیرد، گفته می ‌شود.

وی گفت: وسواس های فكری شامل اندیشه‌ ها، نگرش‌ ها و عقاید ناخواسته و مداومی هستند كه فرد مبتلا قادر به خودداری از آنها نیست و وسواس‌ های عملی، رفتارهای به ظاهر نامعقولی است كه شخص به صورت تكراری انجام می ‌دهد، مانند شست و شو، نظم و ترتیب بیش از حد.

رئیس سازمان روانشناسی و مشاوره كشور افزود: افرادی كه اختلال وسواس فكری و عملی دارند، از ماهیت اضطراب ‌آور و ناتوان كننده وسواس‌ های خود آگاه هستند، ولی احساس می‌ كنند كه قادر نیستند آنها را متوقف كنند.

افروز اضافه كرد: افراد وسواسی توجه اغراق ‌آمیز نسبت به جزئیات دارند و عموماً تمایل دارند كه در گوشه ‌ای آرام باشند. این افراد در تصمیم‌ گیری‌ دچار اشكال جدی هستند، چرا كه افكار وسواسی به صورت تحمیل شونده افكار و آگاهی ‌های آنان را فرا گرفته است.

وی گفت: شیوع وسواس در بین زنان و مردان تفاوت چندانی ندارد، اما متأسفانه در بین افراد مجرد، بیش از افراد متأهل است. شاید یكی از دلایل مجرد ماندن این افراد، همان اندیشه ‌های وسواسی باشد.

رئیس سازمان روانشناسی و مشاوره كشور افزود: اختلال وسواس در بین كسانی كه به خانواده های نسبتاً مرفه تعلق دارند، بیشتر دیده می‌شود و به دلایل گوناگون وسواس در بین افرادی كه از هوش بیشتری برخوردارند، بیشتر مشاهده می ‌شود.

افروز اضافه كرد: «وسواس» یك پدیده‌ ارثی نیست، یعنی ژن خاصی عامل انتقال وسواس از پدران و مادران به فرزندان نیست، اما احتمال تقلید از بزرگترهایی كه وسواس داشته یا دارند مثل پدربزرگ ‌ها، مادربزرگ ‌ها، پدرها، مادرها و دیگر الگوهای بزرگسال و یادگیری از رفتار می تواند، یكی از زمینه‌های پدید آمدن وسواس در فرزندان باشد.

وی اضافه كرد: وسواس در بین كودكان و خردسالان بسیار نادر است و بیشتر مبتلایان به وسواس را جوانان و بزرگسالان تشكیل می ‌دهند.





نوع مطلب :
برچسب ها :

       نظرات
یکشنبه 20 فروردین 1391
آزاده مشهدزاده


( کل صفحات : 7 )    1   2   3   4   5   6   7